اشک سرخ
اگه پیشت نبودم : نگو نیست ، بگو ب� یادمه اگه ازت دورم : نگو دوره ،بگو قلبش بامنه ! اگه ناراحتت کردم : نگو نامرده ، بگو می بخشمش اگه رفتم : نگو رفت ، بگو زود برمی گرده اگه خوابم : نگو خوابه ، بگو خوابمو می بینه اگه میگم دوستت دارم : نگو بی کسه ! اگه مردم : نگو مرد ، بگو رفته نمیذارن که برگرده کمی عوض شدم؛
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم؛
به کسی تکیه نمیکنم .؛
از کسی انتظار محبت ندارم؛خودم بوسه میزنم بر دستانم ؛
سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم…
سخت است درک کردن دخــــ ـــــتری که....
زندگی همین استــ هر خاطرهـ غروبی دارد و هر غروبی خاطرهـ ای و ما جایی بین امیــد و انتظار چشمــ میکشیمــ تا روزگارمانـــ بگـــذرد گاهی همـــ فرقــ نمی کند چگونهـ فقــط بگـــــذرد ...
خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم
و وانمود کنم که همه چیز خوب است ....
اصلا دیگر نمیخواهم بخندم
میخوام لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا .... !
چقدر بگویم فردا روز دیگریست ؟ و امروز بیاید و مثل هر روز باشی ؟
خسته ام ..... از تو .... از خودم ... از همه زندگی ....
میخواهم بکشم کنار ...
از تو .... از خودم .... از همه زندگی ....
هر جای دنیا میخواهی
: тαɢƨ
: тαɢƨ
غــ ـــم هایـــــ ـش را خودش میـــ ــداند و دلش ...
که همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند...
که حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند بـــخاطر شاد بودنــــ ــــ ـــش ...
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش ......
وهیــــــ ـــــــــ ــــــچکس جز همان دختـــــ ـــــر نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت ...
که چقدر میـــــــــ ـــــــ ـــــترسد ...
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یـــــ ـــــ ـــــخ زدن احسـ✘ـاس...
: тαɢƨ
: тαɢƨ
: тαɢƨ
باش ...
من ...
احساسم را ...
با همین
دست نوشته ها ...
به قلبت
میرسانم…!!!
: тαɢƨ